صبحی مبارکست نظر بر جمال دوستبر خوردن از درخت امید وصال دوستبختم نخفته بود که از خواب بامدادبرخاستم به طالع فرخنده فال دوستاز دل برون شو ای غم دنیا و آخرتیا خانه جای رخت بود یا مجال دوست...سعدی