{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گروگان

#گروگان
#پارت_4


ویو ا. ت

فرار کردم که دیدم هانول رو پ*ای یه پسره نشسته و دارن همو م*ی*ب*و*س*ن که یهو یه پسره اومد د*س*تمو گرفت از اونجایی که د*س*تم هنوز اسپری فلفل بود زدم تو چشمش و فرار کردم رفتم اونور تر از هانول نشستم نشستم و. م.......ب خ*و*ردم که دیدم ....

ویو کوک

رفتیم ب*ا*ر که دیدیم ا. ت و هانول اونجا نشستن رفتیم یه جایی نشستیم که ا. ت و هانول قشنگ رو به رو مون بودن
چند مین بعد
دیدم که ا. ت داره به هانول چیزی رو میفهمونه بعد بلند شد و رفت یه جایی که دیدم سرویس میره بعد چند مین دیدم یه پسره اومد پی ش هانول که دیدم هانول رفت رو پ*ا*ش که طرف صورت تهیونگ هیونگ نگا کردم که دیدم کاملا سرخ شده بود(تهیونگ هانول رو دوس داره ولی هنوز نگفته) که گفت
÷کوک تو برو خونه من فردا میام پیشت
_میخام اینجا حال کنم تو هم برو هانولو بردار و ب*ک*ن*ت*ش(خنده)
÷زهرانار (پاشد رفت)
کوک
دیدم که ا. ت اون طرف ات نشسته و داره نگاه میکنه به هانول و ته که دارم پسره رو میزنه که یهو رفت پیشش که جداشون کنه و که منم رفتم

ا. ت
رفتم نشستم و م.... رب.خوردم که یهو دیدم تهیونگ دارهذطرف هانول میاد که پسره رو گرفت زدتش منم رفتم تا جداشون کنم که یهو
دیدگاه ها (۰)

#گروگان#پارت_5ویو ا.تداشتم جدا میکردم که یهو تو هوا معلق شدم...

هعی

#گروگان#پارت_3ویو ا. ت رفتیم بار که سونگمین(اکسش) رو دیدم مح...

#گروگان #پارت_2ویو ا. تهانول رفت کافه تریا تادو ملیک شیک بخر...

Part 7ا،ت ویو از خواب بیدار شدم دیدم جونگ کوک بغلم خوابیده ش...

Part 15فلش بک به یک ماه بعد کوک ویو تو این یک ماه ا،ت نزدیکم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط