{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

<< بی ملاقاتی >>

<< بی ملاقاتی >>

اینجا کسی در انتظارِ "هیچ کس " نیست
چشم انتظارت مانده ام یک عمر _ بس نیست ؟

این بی ملاقاتی ترین زندانیت را
امیدِ آزادی از این کهنه قفس نیست ؟

آتش بزن دلتنگی ام را ، جوخه ی مرگ !
قلب مرا لطف شما در تیررس نیست ؟

اعدامیم _ در این سفر، تاخیر تا کی ؟
آیا زمان کوچ کردن از عبث نیست ؟

همزیستی ها کرده ام یک عمر با " من "
در این بیابان جز من و من. خار و خس نیست

ای کاروان بادهای بی سرانجام ...
یک عمر چرخیدیم و چرخیدیم .... بس نیست ؟
دیدگاه ها (۲)

بگذار قیامت بکنم چند دقیقهبا بغض نگاهت بکنم چند دقیقهیک عمر ...

تیک تیک عقربه‌ها تو نگات توی نگامهدو تا دستاتو گرفتم التماسی...

دلم با اون یه دریا بود ، ولی آتیش به دریا زد......نخوابی آسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط