شیطان و انسان
شیطان و انسان
پارت ( ۲ )
*ویو تانجیرو*
*۱۳ سالگی تانجیرو*
امروز هوا خیلی سرد بود..
البته امروز روزی بود که باید جلوی موزان رو
میگرفتم که خانوادم رو نکشه..
تانجیرو:مامان من میرم شهر که ذغال بفروشم..
+تورو خدا بگو الان نرو هوا سرده+
کیه:تانجیرو امروز هوا خیلی سرده فردا برو
روکوتا:نی_چان موهات خیلی بلند شده
میخوای کوتاهش کنم؟
نکته:اسم مامان تانجیرو "کیه" هست،
و تانجیرو به یاد مویچیرو موهاش رو بلند گذاشته
مثل اس۲
تانجیرو:راست میگیا..نه ممنون
اگه خواستم کوتاش میکنم
تانجیرو:...به هر حال،باشه مامان فردا میرم
کیه:اوم بیا داخل یکم گرم بشی
*۵دقیقه بعد*
*صدای در زدن*
تانجیرو:مامان من میرم
ببینم کیه.
ویو نویسنده:
تانجیرو دم در که رسید شمشیر
باباشو برداشت و درو باز کرد
از اینجا به بعد رو خلاصه میکنم
تانجیرو با موزن جنگید ولی موفق
نشد موزان مقدار زیادی از خونش
رو به تانجیرو تزریق کرد و نه تنها تانجیرو
موفق نشد بلکه شیطان هم شد و بیهوش شد.
*۵دقیقه بعد*
ویو تانجیرو:
دوباره موفق نشدم..
مگه نه؟نزوکو..
خلاصه که مثل اتفاقات انیمه
تانجیرو نزوکو رو کول کرد
شمشیر باباش هم برداشت
تانجیرو انتظار داشت گیو رو ببینه
و دیدش بعد کلی ماجرا گیو اوروکوداکی رو بهش
معرفی کرد و این چیزا
*۴روز بعد از اینکه تانجیرو با اوروکوداکی تمرین کرد و
این چیزا*
اوروکوداکی:تانجیرو تا اطلاعاتی که بدست اوردیم
تو برعکس نزوکو با غذا خوردن انرژی میگیری
و.....الان ۳ روزه که زیاد غذا نخوردی پس برو
گمشووووو شهر این نقابه هم بردار اون علامتی که
رو صورتته خیلی ظایس.
*عکس نقابه اس۳*
اینم از پارت ۲
چطور بود؟
پارت ( ۲ )
*ویو تانجیرو*
*۱۳ سالگی تانجیرو*
امروز هوا خیلی سرد بود..
البته امروز روزی بود که باید جلوی موزان رو
میگرفتم که خانوادم رو نکشه..
تانجیرو:مامان من میرم شهر که ذغال بفروشم..
+تورو خدا بگو الان نرو هوا سرده+
کیه:تانجیرو امروز هوا خیلی سرده فردا برو
روکوتا:نی_چان موهات خیلی بلند شده
میخوای کوتاهش کنم؟
نکته:اسم مامان تانجیرو "کیه" هست،
و تانجیرو به یاد مویچیرو موهاش رو بلند گذاشته
مثل اس۲
تانجیرو:راست میگیا..نه ممنون
اگه خواستم کوتاش میکنم
تانجیرو:...به هر حال،باشه مامان فردا میرم
کیه:اوم بیا داخل یکم گرم بشی
*۵دقیقه بعد*
*صدای در زدن*
تانجیرو:مامان من میرم
ببینم کیه.
ویو نویسنده:
تانجیرو دم در که رسید شمشیر
باباشو برداشت و درو باز کرد
از اینجا به بعد رو خلاصه میکنم
تانجیرو با موزن جنگید ولی موفق
نشد موزان مقدار زیادی از خونش
رو به تانجیرو تزریق کرد و نه تنها تانجیرو
موفق نشد بلکه شیطان هم شد و بیهوش شد.
*۵دقیقه بعد*
ویو تانجیرو:
دوباره موفق نشدم..
مگه نه؟نزوکو..
خلاصه که مثل اتفاقات انیمه
تانجیرو نزوکو رو کول کرد
شمشیر باباش هم برداشت
تانجیرو انتظار داشت گیو رو ببینه
و دیدش بعد کلی ماجرا گیو اوروکوداکی رو بهش
معرفی کرد و این چیزا
*۴روز بعد از اینکه تانجیرو با اوروکوداکی تمرین کرد و
این چیزا*
اوروکوداکی:تانجیرو تا اطلاعاتی که بدست اوردیم
تو برعکس نزوکو با غذا خوردن انرژی میگیری
و.....الان ۳ روزه که زیاد غذا نخوردی پس برو
گمشووووو شهر این نقابه هم بردار اون علامتی که
رو صورتته خیلی ظایس.
*عکس نقابه اس۳*
اینم از پارت ۲
چطور بود؟
- ۷۸
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط