{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قب ل از قضاوت من

قبــ ـل از قضاوت "من"
چشمهایــ ـت را ببند و عمـــ ـیق نفس بکش!
دوبــ ـاره در ذهنت تصــ ـورم کن...
کنــ ـارم بنشیــ ـن و دستان سرد و بے رمقم را در دستانــ ـت بگیر...
اسمم را صدا بزن!
با شنیــ ـدن اسمم از زبان تو اشک هایم
جارے مے شود صورتــ ـم را بنگر گویا نیـــ ـست؟؟؟
ایــ ـن بار با تمام آرامشــ ـت به صورتم خیــ ـره شو...
نگــ ـاهم که دیگر گویــ ـاست؟
پس...
خوب به نبـــ ـض خسته ے احســ ـاسم گوش بده
مـــ ـن...
از تـــ ـو...
دلگیـــ ـرم!!!
دیدگاه ها (۲)

ﻭ ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪﻭ ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ...

شاید روزی ...دوباره در گذر زمان به یکدیگر برسیم!آن روز من اش...

این روزها احساس می کنم ...وقتی می نویسم خدا چشمهایش را می گ...

ﺯﻣﯿـــﻦ ﻗﺎﻧـﻮﻥ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺩﺍﺭﺩ ...ﻫــﻔﺖ ﻣﯿﻠﯿـــﺎﺭﺩ ﺁﺩﻡ!ﻭ ﻓﻘـﻂ ﺑـﺎ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط