{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و پسر خالمو پلیس تو اتوبان میگیره

من و پسر خالمو پلیس تو اتوبان میگیره
تا پلیسه میاد جریممون کنه ، این پسر خالمون میگه :
جناب سروان ننویس ، من همکارتونم
پلیسه توجه نمیکنه ،
دوباره میاد که جریمرو بنویسه ، باز این پسر
خاله ی ما میگه جناب سروان ننویس من همکارتونم
خلاصه چند بار میگه ،
آخر سر هم پلیسه جریمرو مینویسه
بعد پلیسه میگه حالا شغلتون چیه شما ؟
پسرخالم با حرص میگه من کونی ام
دیدگاه ها (۲)

تو بخش زنان و زایمان بیمارستان زنه زاییده بود... شوهرش بهش گ...

امام علی وسط نماز تیر از پاش در می آوردند نمی فهمید . . . . ...

با این وضع مهاجرت، ایران تا چند وقت دیگه مکان میشه

اوسی جدید برای مای هیرو اکادمیا! :<اسم:اِرِسفامیلی:کاواشیموس...

پارت اولدر آغوش زندان ویو کوکتو عمارتم نشسته بودم که یهو زنگ...

پارت چهارده. در رو که باز کردم ، صدای نفس نفس زدنش رو شنییدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط