{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز شرم ، گرچه تهی ماند از تو آغوشم

ز شرم ، گرچه تهی ماند از تو آغوشم
نمی شــــــــود شبِ دیدارمان فراموشم
دلم که بود خروشان چوبحر، شدخاموش
چو موج ِگـــرم ِصدایت دوید درگوشم


#‏محمد_قهرمان‬‬
دیدگاه ها (۱)

رمان غریبه کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط