{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه وقتی دعوا میکردیم سرم داد نمیزد همیشه بعد دعوا و بحث به یه ...

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏
همیشه وقتی دعوا میکردیم سرم داد نمی‌زد. همیشه بعد دعوا و بحث به یه ساعت نمیکشید میومد از دلم درمیاورد ولی این دفعه........

فلش بک به زمان دعوا :
+پارک یونا من چندین دفعه بهت گفتم خوشم نمیاد حتی از کنار اون پسره هیز رد بشی بعد تو نشستی داشتی باهاش خوش و بش میکردی؟(آخرش و داد)
_ پارک جیمین اون پسره همکلاسی دوران دبیرستانم بود دلیلی نداره بابت همچین موضوع کوچیکی سرم داد بزنی(نسبتا بلند، بغض)
+موضوع کوچیکی؟(پوزخند)
اینکه نشستی پیشش داشتی زر زر میکردی هیچ اخرش بغلشم کردی بعد میگی موضوع کوچیکی؟(عربده)
پارک یونا از امشب به بعد حق اینکه پات و از این خونه بیرون بزاری نداری، گوشیت هم دست من میمونه تا وقتی آدم بشی
بعدش کاپشنش و پوشید و سوییچ ماشینش و برداشت و رفت

.

زمان حال :
الان دو روز میشه باهام حرف نمیزنه و جوری رفتار میکنه انگار وجود ندارم،صبح زود که هنوز خوابم میره کمپانی تا ساعت ۱۲ یا ۱ شب. وقتی هم میاد رو کاناپه میخوابه.
منم حتی یه کلمه هم باهاش بعد دعوا صحبت نکردم.
اصلا اون باید بیاد عذرخواهی کنه ازم اون کلی سرم داد زد به من چه! درسته یکم تقصیر داشتم البته فقط یه کوچولوو( بله خواهرم درست میفرمایید🗿)
ولی...ولی دلم براش خیلی تنگ شده، هرروز هزار بار به خودم لعنت میفرستم که چرا اون روز رفتم پیش اون مرتیکه، جیمین راست میگه اون مرتیکه هیز هستش حتی به منم که شوهر دارم چشم داره،ولی بازم نمیدونم چرا اون شب رفتم پیشش.
از روزی که دعوا کردیم فقط دارم گریه میکنم، ولی غرورم اجازه نمیده برم پیشش و عذر خواهی کنم.
.
ویو جیمین :
اونشب رفته بودیم مهمونی دوست یونا ، ولی به محض اینکه نشستیم......
࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛࿙⃛࿚⃛
عزیزان ممنون میشم لایک و کامنت بزارین
و اینکه نظرتون هم بگید🥹🎀
دیدگاه ها (۴۶)

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐ویو جیمین: اونشب رفته بودیم مهمونی دوست یونا، ولی به ...

{𝐭𝐡𝐞 𝐞𝐧𝐝}ادامه پارت قبلی......+اوهوم قول میدم بعدشم پرید بغل...

سلام نانازی ها 😺🤏🏻هانا هستم و تازه شروع به کار کردم.سناریو|ت...

رمان جیمین و ا/ت پارت پنج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط