{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم که می گیرد به سراغِ مخاطبینِ تلفنِ همراهم می روَم .

دلم که می گیرد به سراغِ مخاطبینِ تلفنِ همراهم می روَم .
از میانِ تمامِ مُخاطب ها رویِ اسمی آشنا توقّفــ می کنم
با دیدنِ نامَش
دلم می لرزد .
چشم هایم را می بندم
و
شُماره اَش را می گیرم
قلبم تُندتر می زند و دَستانم شُروع به لرزیدن می کند
در دلم از خُدا میخواهم که فقط ثانیه ای صدایش را بشنوم !
که
اُپراتورِ نامرد می گوید :
| دستگاهِ مُشترکـِـ موردِ نظر خاموش می باشد |
و نا اُمید به تلفنِ در دَستم خیره می مانم .
پس این تلفنِ لعنتی به چه دَردی میخورد ...
دیدگاه ها (۱)

تا دستت را می‌گیرم...بی‌اختیار...دست می‌کشم...از تمام دنیا.....

مراببوس!از پیشانی ام شروع کن،مثل پدرم!سپس چشمانم راببوس،مثل ...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم ...شوری...

به لَهجه‌ام نَخند"سَنی‌ چُوخ سوییرُم" هَمان "دوستَت دارَمی ‌...

«ما یکی از نخستین خانواده هایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط