{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی دیوانه وار از سدِ دستانت، گذر کردم

شبی دیوانه وار از سدِ دستانت، گذر کردم
از این کابوسِ تنهایی به هر راهی حذر کردم
تو حیران تر، در آغوشم گرفتی تا بدانی من
همانم کز دو چشمِ تر به چشمانت، نظر کردم
چُنان بیخود شدم از من، شدی تنپوشِ آغوشم
بر این غمزارِ دلتنگی، چه بی پروا خطر کردم
سکوتت را شکستم من، تو فریادم زدی آخر
بر این آلامِ بی درمان، چو دارویی اثر کردم
هزاران غم بسویت آمد و در سینه منحل شد
چه دانستی که من هر آرزویم را سپر کردم
از این شبها چه میدانی؟ غزل! رویا! پریشانی!
تو در خوابی و من دیوانه وار، شب را سحر کردم
مرا رزمی است بی پایان در این شبهای تنهایی
نفس گر لحظه ای جاریست خدا داند هنر کردم...ا
دیدگاه ها (۲)

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته میگویی " ...

با بودن تو حال من اصلا خراب نیستمی خواهمت و بهتر از این انتخ...

صدای گام های تو ضربان زندگی من است با من راه بیا هنوز تشنه ی...

ناز چشمانت کشم آنقدر، حیرانت کنم بی وفا در قدرت من نیست زندا...

❣ شبی دیوانه وار از سدِ دستانت، گذر کردماز این کابوسِ تنهایی...

نیمه شب آواره و بی حس وحالدر سرم سودای جامی بی زوالپرسه ای آ...

فریبا اسلامی

« عشق یک‌طرفه » Part 5 ( ویوی یونگی ) نامه را که تمام کردم،...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط