{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چای تو سرد شد

چای تو سرد شد
دل من‌ هم
شعرهایم ته کشید
دارم
تکه پاره‌های قلبم را جمع میکنم
در چمدان میگذارم
محکم‌ترین قفل جهان را دیروز خریده‌ام
چمدان را قفل میزنم
و در عمیق‌ترین دره ذهنم پرتاب میکنم
و بار دیگر
زندگی را از نو شروع میکنم
بدون تو
راستی تو دیگر تمام شده‌ای
و در شعرهایم جایی نداری
زندگی را از نو شروع خواهم کرد
آرام
با شکوه
پر قدرت...
دیدگاه ها (۰)

بیا...ای خسته خاطر دوست!ای مانند مندلکنده و غمگین...من اینجا...

سال هاست هیچ هوایی از این اتاق غمگینبه کوچه ام نمی کشاند جز ...

به کجا رفته‌اند آن دخترانی کهسراسیمه در ازدواج دفن شدند؟آیا ...

دل به دریا زده بودم که براش ماهی بیارُمبه یاد ١٧۵ شهید غواص ...

سایه ای میان ما

بسم الله الرحمن الرحیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط