{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سردار اسد بختیاری در خاطراتش میگوید: من هیچوقت گریه نکردم

سردار اسد بختیاری در خاطراتش میگوید: من هیچوقت گریه نکردم چون اگرگریه میکردم بختیاری شکست میخورد واگر بختیاری شکست میخورد ایران شکست میخورد. اما در زمان مشروطه یکبار اشک ریختم . آن زمان که 9ماه بود در محاصره بودیم بدون آب بدون غذا . ازقرارگاه آمدم بیرون. مادری را دیدم با کودکی در بغل . کودک ازفرط گرسنگی به سمت بوته علفی رفت و بدلیل ضعف شدید بوته را باخاک ریشه میخورد.باخودم گفتم الان مادر کودک مرافحش میدهد ومیگوید لعنت به سردار اسد. اما مادر، فرزند رادر آغوش گرفت و گفت: " اشکالی ندارد فرزندم، خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم ." آنجا بود که اشک ازچشمانم سرازیر شد ...
زنده وجاویدان باد نام کسانیکه بخاطر عزت این مملکت وآب وخاک جانانه ایستادند...
دیدگاه ها (۳)

اوﺝ ﻣـﺮﺩﺍﻧﮕـﯽ ﻧﺴﻞ ﺟﺪﯾـﺪ ﺭﺍ ﻭﻗﺘـﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻡ:پسری با ﻧﺎﺯﮎ...

لطیفه جالبی بین مردم برزیل رواج دارد که نگرشی در قبال کارهای...

چرا به رشتی ها میگن بیغیرت؟در زمان قاجار که زن ها حق رفتن به...

ﺑﺎ ﺗـﻮ ﻫـﺴــﺘﻢ ﺳﻬـــﺮﺍﺏ! تﻮ ﮐـﻪ ﮔـﻔﺘﯽ "ﮔـﻞ ﺷـﺒﺪﺭ ﭼـ...

🔺ستارخان در خاطراتش می گوید: من (در روزهای جنگ) هیچ وقت گریه...

🔺ستارخان در خاطراتش می گوید: من (در روزهای جنگ) هیچ وقت گریه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط