{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My cute introvert

My cute introvert
ا.ت ویو
اههههه. یه روز مسخره دیگه.
(جمله از که خودم اول صب میگم)
پرش زمانی به دانشگاه
(اتفاق خاصی نیوفتاد )
(@علامت استاد)
@امروز یه دانشجوی انتقالی داریم.
پسرم لطفا خودتو معرفی کن.
_پ...پارک جیمین هستم.
@لطفا برو کنار ا.ت بشین.
نمیدونم چرا وقتی دیدمش دلم لرزید.
خیلی کیوته.
نشست پیشم و باهام دست داد.
کلا این زنگ هیییییچی نفهمیدمو فقط هواسم به این خوشگله بود.
چی بود اسمش؟ اها جیمین... پارک جیمین
زنگ استراحت...
ا.ت: خب... بیا یکم بیشتر باهم اشنا شیم.
(همون چیزایی که تو مقدمه نوشتمو به هم میگن )
_به نظرم خیلی زود با هم جور میشیم.
+اره ولی من دخترم ممکنه همین اول کاری برات شایعه درست کنن
_"خنده کیوت جیمینی"
محوش شدم... چقد خندش کیوته...
با صدا زدناش به خودم اومدم
_ا.ت ا.ت کجایی
نکنه بخاطر کیوت بودن بیش از حدمه
+نه خیرم
+راستی... یه چیزیو برات نگفتم
_چیو
+فک کنم چند نفر روت کراشن
_بیخیال... من حتی یه روزم نشده که اومدم اینجا
+نمیدونم ولی تو کلاس شنیدم که یکی از دخترای کلاس گفت این پسر جدیده خیلی کیوته کراش زدم روش
این بار بلندتر خندید
زنگ اخر...
ا.ت: جیمینا، خونت کجاست؟
جیمین: خیابون کالچرسی، کوچه اول پلاک 23
(کالچرسی واقعا یه خیابونه تو سئول که بهش خیابون ابی هم میگن چون کف ش ابیه)
ا.ت: دقیقا خونت جفت خونه منه
جیمین: عه پس هرروز با هم بریم
ا.ت: جیمینا، بیا عکس روز اشناییمونو بگیریم
یه سلفی انداختیم و یه عکسم از پاهامون گرفتیم.
جلوی خونه شماره هامونو به هم دادیم و رفتیم خونه...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چطوره؟
دیدگاه ها (۰)

Requested story.

امروز اینجا واقعا خورشیدو ماه پشت ابر بودن.

صبح ویو جیمین از خواب بیدار شدم دیدم ا،ت تو بغلمه خیلی خوشحا...

سناریو ایزانا پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط