رنجها هستند
...
رنجها هستند.
دردها تمامی ندارند.
اما ،
وقتی کنارشان مستی عطر اقاقیا هست،
مناجات قورباغه ها و رقص خرچنگها،
هست ...
تا وقتی یک دسته زلف آفتاب،
می افتد بر گلهای گونه ی قالیچه ، ...
یعنی که
"عشق" هست ،
تو هستی ،
و رنجها شیرین خواهند بود .
تا ناخن انگشتهای پای مادر بزرگ ،
حنا دارد،
یعنی که هنوز یکی عاشق یکی ست .
و تو ...
عزیزترین من !
تا هستی ،
رنجها همه بیرنگ اند
و دردها ، چه بی درد ...
#محبوبه_احمدی
.
رنجها هستند.
دردها تمامی ندارند.
اما ،
وقتی کنارشان مستی عطر اقاقیا هست،
مناجات قورباغه ها و رقص خرچنگها،
هست ...
تا وقتی یک دسته زلف آفتاب،
می افتد بر گلهای گونه ی قالیچه ، ...
یعنی که
"عشق" هست ،
تو هستی ،
و رنجها شیرین خواهند بود .
تا ناخن انگشتهای پای مادر بزرگ ،
حنا دارد،
یعنی که هنوز یکی عاشق یکی ست .
و تو ...
عزیزترین من !
تا هستی ،
رنجها همه بیرنگ اند
و دردها ، چه بی درد ...
#محبوبه_احمدی
.
- ۴۳۸
- ۱۷ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط