جمع سازد برگ عیش از بهر تاراج خزان

جمع سازد برگ عیش از بهر تاراج خزان
در بهار آن کس که می‌بندد در بستان خویش


صائب
دیدگاه ها (۱)

صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرمتا به کجا کشد مرا مستی بی‌ام...

.چگونه می‌توانمدوستت نداشته باشم؟وقتی تودلیل آمدن باران هستی...

♡یه چیزایی... ﺭﻭ ﻧِﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺗَﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ،ﻣﺜﻞِ..♡ﺁﺩﻣﺎﯼِ ﭼﺎپلوﺱ ﻭ ...

الهےدریاےزندگیتونپراز امواج زیباےسلامتیآسمون دلتون خالی ازاب...

⭐️☀️ رنگین‌تر از حناست بهار و خزان ما بر دست خویش بوسه ده...

نسیم خاک کوی تو ، بوی بهار می دهدشکوفـه زار روی تـو ، بوی به...

بی محبت مگذران عمر عزیز خویش را

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط