معامله ی عشق
《 معامله ی عشق 》
پارت ۵
رفتم دنبال میا ، جلوی کافه نگه داشتم تا بیاد و بعد چند دقیقه اومد و رفتیم سمت پیست مسابقه . وقتی رسیدیم کلی آدم اونجا بودن که ماشین هاشون رو کنار هم پارک کرده بودن رفتم و کنار ماشین ها پارک کردم و پیاده شدیم ، میا رو به کسی کرد و بلند داد زد بردن بیا اینجا و فهمیدم که اون بردن بود ، اومد سمت ما و کمی حرف زدیم بعد مسابقه شروع شد .
شروع ام خوب بود و الان از همه جلو ترم ولی توی آخر های مسابقه که داشتم میرسیدم به خط پایان یه ماشین دیگه که اونجا ندیده بودمش ازم جلو زد و نفر اول شد .
به هرحال من نفر دوم شدم و ذوق کردم که بین این همه آدم من نفر دوم شدم .
از ماشین پیاده شدن و به میا که اونجا کنا بقیه بود و داشت منو تشویق میکرد نگاه کردم و میا اشاره کرد که دیگه بیام اونجا و من سوار ماشین شدم تا پارک کنم اما ماشین استارت نخورد . ( من : ریدی تو ماشین پفیوز ) رفتم و میا رو صدا زدم تا بیاد ببینه میدونه چیه یا نه و اون اومد داشت توی گوشی سرچ می کرد که یهو همون پسری که نفر اول شد اومد سمتم
پسر : چی شده ؟
جنا : ماشینم داغ کرده ، استارت نمی خوره .
پسر : بزار یه نگاه بندازم .
جنا : باشه .
پسره رفت جلو و داشا درستش میکرد ، خیلی خوشگل بود درست تایپ من بود . جنا داری چی میگی تو دیگه یه دوست پسر دیگه داری حواست رو جمع کن .
پسره برگشت سمتم
پسر : درست شد .
جنا : وای خیلی ممنونم .
پسر : می تونی تشکرت رو با کارات جبران کنی .
جنا : منظورت چیه ؟
پسره به حرفم اهمیت نداد و رفت سوار ماشین شد بعدش از اونجا رفت . میا رو دیدم که اومد سمت من
میا : میبینم که لاس زدنتون از الان شروع شده ؟
جنا : منظورت اون پسره هست ، من که اونو نمی شناسم .
میا : اسکل اون مایک بود نامزد آیندت .
جنا : چی ؟؟؟؟ !!!
( اسلاید ۲ عکس مایک )
شرط برای پارت بعدی :
۱۷ تا لایک + کامنت حتما بزارید
پارت ۵
رفتم دنبال میا ، جلوی کافه نگه داشتم تا بیاد و بعد چند دقیقه اومد و رفتیم سمت پیست مسابقه . وقتی رسیدیم کلی آدم اونجا بودن که ماشین هاشون رو کنار هم پارک کرده بودن رفتم و کنار ماشین ها پارک کردم و پیاده شدیم ، میا رو به کسی کرد و بلند داد زد بردن بیا اینجا و فهمیدم که اون بردن بود ، اومد سمت ما و کمی حرف زدیم بعد مسابقه شروع شد .
شروع ام خوب بود و الان از همه جلو ترم ولی توی آخر های مسابقه که داشتم میرسیدم به خط پایان یه ماشین دیگه که اونجا ندیده بودمش ازم جلو زد و نفر اول شد .
به هرحال من نفر دوم شدم و ذوق کردم که بین این همه آدم من نفر دوم شدم .
از ماشین پیاده شدن و به میا که اونجا کنا بقیه بود و داشت منو تشویق میکرد نگاه کردم و میا اشاره کرد که دیگه بیام اونجا و من سوار ماشین شدم تا پارک کنم اما ماشین استارت نخورد . ( من : ریدی تو ماشین پفیوز ) رفتم و میا رو صدا زدم تا بیاد ببینه میدونه چیه یا نه و اون اومد داشت توی گوشی سرچ می کرد که یهو همون پسری که نفر اول شد اومد سمتم
پسر : چی شده ؟
جنا : ماشینم داغ کرده ، استارت نمی خوره .
پسر : بزار یه نگاه بندازم .
جنا : باشه .
پسره رفت جلو و داشا درستش میکرد ، خیلی خوشگل بود درست تایپ من بود . جنا داری چی میگی تو دیگه یه دوست پسر دیگه داری حواست رو جمع کن .
پسره برگشت سمتم
پسر : درست شد .
جنا : وای خیلی ممنونم .
پسر : می تونی تشکرت رو با کارات جبران کنی .
جنا : منظورت چیه ؟
پسره به حرفم اهمیت نداد و رفت سوار ماشین شد بعدش از اونجا رفت . میا رو دیدم که اومد سمت من
میا : میبینم که لاس زدنتون از الان شروع شده ؟
جنا : منظورت اون پسره هست ، من که اونو نمی شناسم .
میا : اسکل اون مایک بود نامزد آیندت .
جنا : چی ؟؟؟؟ !!!
( اسلاید ۲ عکس مایک )
شرط برای پارت بعدی :
۱۷ تا لایک + کامنت حتما بزارید
- ۱.۳k
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط