همنفسسم
همنفسسم
باور کن بعضی دردها گفتنی نیست نفسم...
نگو محرم نمیدانمت!!!
نه....
تو مَحرم ترینی بر من....
اما بعضی دردها گفتن ندارد....
مرور بعضی دردها آنقَدَر درد دارد که تکرارش حتی برای خودم هم سَنگین است...
آنقَدَر سنگین که به زانو می اندازد مرا...
بغض چشمانم را که دیدی بغض نکن...
لرزش دستهایم را که دیدی هیچ نگو... فَقط دستم را بگیری کافیست...
هیچ نگو...
بعضی دردها با دلداری سَبُک نِمیشوند... بِخُدا بیشتر دردم می آید...
بعضی دردها بـــــــــَد دردی هستند همنفسم..بد دردی...
باور کن بعضی دردها گفتنی نیست نفسم...
نگو محرم نمیدانمت!!!
نه....
تو مَحرم ترینی بر من....
اما بعضی دردها گفتن ندارد....
مرور بعضی دردها آنقَدَر درد دارد که تکرارش حتی برای خودم هم سَنگین است...
آنقَدَر سنگین که به زانو می اندازد مرا...
بغض چشمانم را که دیدی بغض نکن...
لرزش دستهایم را که دیدی هیچ نگو... فَقط دستم را بگیری کافیست...
هیچ نگو...
بعضی دردها با دلداری سَبُک نِمیشوند... بِخُدا بیشتر دردم می آید...
بعضی دردها بـــــــــَد دردی هستند همنفسم..بد دردی...
- ۶۹۹
- ۳۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط