{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بالاخره با پارت جدید اومدم

بالاخره با پارت جدید اومدم

و ا.ت سیع کرد مایکی رو بیدار کنه ولی انگار نه انگار یهو باجی اومد
باجی:ا.ت هر کاری کنی بیدار نمیشه
ا.ت:اها
ا.ت یکم تلوزیون دیدی و همانجا سرش رو گذاشت رو سر مایکی و خوابید
پرش زمانی مایکی بیدار شده بود ولی ا.ت هنوز خواب بود
مایکی:ا.ت؟
ا.ت:باجی ولم کن بزار بخوابم
مایکی:من باجی نیست
ا.ت:به هر حال ولم کن
*مایکی با یه قیافه ی وادا فاک نگات کرد و همونجا نشست چند دیقه بعد ا.ت بیدار شد دید مایکی بیدار مثل گربه از جاش پرید*
ا.ت:تو اینجا چه ‌کار میکنی
مایکی:خوابم برده بود تو هم خوابت برده بود
ا.ت:اها
*ا.ت رفت اتاقش*
باجی:مایکی با این دختر لوس چی کار کردی قهر کرد
*یهو چنتا بالش خورد تو صورت باجی*
ا.ت:من قهر نکردم و لوس نیستم
باجی:گفتی ما هم باور کردیم
*ا.ت با دمپایی باجی رو زد*
باجی:ای
*ا.ت دوباره رفت تو اتاقش مایکی رفت پیشش ولی اتاق خالی بود*
مایکی:باچی خواهرت قیب شد
باجی:عادیه

ببخشید دیر پارت دادم نوشته بودم یادم رفت بزارم
دیدگاه ها (۴)

۴۰ تایی مبارک امشب پارت میدم🎀🎀

مایکی core:

P7کنیچیوا مینا من بعد مدت ها اومدم ادامه پارت رو بنویسم ●^●ا...

p3پارت جدیددد هیچ ایده ای برای شیپ ندارم ..........مایکی داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط