"متن کوتاهی از شعر کارگر از حامد فرد"
"متن کوتاهی از شعر کارگر از حامد فرد"
به نام کارگر که بهش کلی عقده آویزونه
کارگری که اسباب زندگیش پشت کامیونه
کارگری که از درد پا مثل پیرها میشینه
خوردن چلوکبابو توی فیلمها میبینه
حتی خانوادش نمیدن به حرفش تکیه
کارگری که زنده بودنش با مرگش یکیه
توی فکر و دلش چیزی جر حسرت نیستش
وقتی بنزین لیتری کمتر از 1000 نیستش
وقتی حقوق ، 3 ماهه که خبری نیست
جز فکر سفر آخرت فکر سفری نیست
متاسفانه تو وطن من تبعیض زیاده
عده ای سوار و عده ای تو تحریم پیاده
کارگر قشر بیچارس که سر کار میره
وقت استراحتشم توی صف گاز گیره
واسه بدهیاش اونو پشت نرده میبرن
با پولش میرن مکه و کلی پرده میزنن
اینور کارگر هست گیر یه تیکه نون بیچاره
اونور آموزش و پرورش داره پول میچاپه
از این ملتی که محتاج شام شبشونن
یه مشت نامرد به فکر جیب سال بعدشونن
به نام کارگر که بهش کلی عقده آویزونه
کارگری که اسباب زندگیش پشت کامیونه
کارگری که از درد پا مثل پیرها میشینه
خوردن چلوکبابو توی فیلمها میبینه
حتی خانوادش نمیدن به حرفش تکیه
کارگری که زنده بودنش با مرگش یکیه
توی فکر و دلش چیزی جر حسرت نیستش
وقتی بنزین لیتری کمتر از 1000 نیستش
وقتی حقوق ، 3 ماهه که خبری نیست
جز فکر سفر آخرت فکر سفری نیست
متاسفانه تو وطن من تبعیض زیاده
عده ای سوار و عده ای تو تحریم پیاده
کارگر قشر بیچارس که سر کار میره
وقت استراحتشم توی صف گاز گیره
واسه بدهیاش اونو پشت نرده میبرن
با پولش میرن مکه و کلی پرده میزنن
اینور کارگر هست گیر یه تیکه نون بیچاره
اونور آموزش و پرورش داره پول میچاپه
از این ملتی که محتاج شام شبشونن
یه مشت نامرد به فکر جیب سال بعدشونن
- ۷۹۰
- ۱۵ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط