{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر برای با تو بودن پر نمی گیرم

دیگر برای با تو بودن  پَر نمی گیرم
این بازی را هرگز دگر از سَر نمی گیرم

صدها غزل نذر تو کردم تا بیایی لیک
دیگر سراغ از کاغذ و دفتَر نمی گیرم

دیگر تمام روزهای من زمستانیست !
حتّا بهار  بر شاخه هایم‌ بَر نمی گیرم

گفتی گهی از گل سُراغم را بگیر امّا....
دیگر سراغت را ز  نیلوفر نمی گیرم

عشق تو آتش بود و من هَم آهنی سرسخت
دیگر نسوزانم  که رنگ  زَر نمی گیرم
دیدگاه ها (۰)

آنچنان زیبا تومیخندے ڪه جادو  میشوممثل یک ڪودک  دمادم پر هیا...

برایت نامه ای از خون نوشتمبه لیلی ازغم مجنون نوشتموضواز چشمه...

❤️عشق یعنی ، در تـو من معـنـا شومعـشق یعـنی ، بـا تـو مـن در...

@roze4466خواهر که داشته باشییعنی یه دوست رازدار و صمیمی داری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط