به چشمهایم زل زد و گفت با هم درستش میکنیم
به چشمهایم زل زد و گفت: "با هم درستش میکنیم "...
چه لذتی داشت این با هم!
حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نمیشد، حتی اگر تمام سرمایهام بر باد میرفت ...
حسی که به واژهی " با هم " داشتم را با هیچ چیزی در این دنیا معاوضه نمیکردم.
تنها کسی که وحشت تنهایی را درک کرده باشد، میتواند حس من را در آن لحظات درک کند.
چه لذتی داشت این با هم!
حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نمیشد، حتی اگر تمام سرمایهام بر باد میرفت ...
حسی که به واژهی " با هم " داشتم را با هیچ چیزی در این دنیا معاوضه نمیکردم.
تنها کسی که وحشت تنهایی را درک کرده باشد، میتواند حس من را در آن لحظات درک کند.
- ۷۰۴
- ۲۸ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط