جنازه ای را بر راهی می بردند
جنازه ای را بر راهی می بردند.
درویشی با پسر بر سر راه ایستاده بودند.
پسر از پدر پرسید که "بابا در اینجا چیست؟ گفت : آدمی.
گفت کجایش می برند؟
گفت "به جایی که نه خوردنی و نه پوشیدنی ، نه نان و نه آب ، نه هیزم ، نه آتش ، نه زر ، نه سیم ، نه بوریا ، نه گلیم"
گفت : بابا ! مگر به خانه ما می برندش؟
درویشی با پسر بر سر راه ایستاده بودند.
پسر از پدر پرسید که "بابا در اینجا چیست؟ گفت : آدمی.
گفت کجایش می برند؟
گفت "به جایی که نه خوردنی و نه پوشیدنی ، نه نان و نه آب ، نه هیزم ، نه آتش ، نه زر ، نه سیم ، نه بوریا ، نه گلیم"
گفت : بابا ! مگر به خانه ما می برندش؟
- ۲۷۲
- ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط