____[The Forbidden Crossing]____
تـقـاطـع مـمـنـوعـه⁴
اون دختر همش به خودم و موتورم نگاه میکرد تا اینکه قهوه مو آورد و منم حدودا نیم ساعتی همونجا بودم و توی گوشیم میگشتم...
تا جایی که معلوم بود شیفت دختره تموم شده و پیش بندش رو در آورد
که یهو دیدم اومد و کنارم نشست و گفت:
علامت دختره: =
=سلام(ذوق)
-اوه سلام
من شما رو میشناسم؟
= نه دوست دارم آشنا بشیم
-اوه حتما من رایا هستم..
= منم مری هستم
موتورسواری؟
-اوهوم جونم واسه موتورم در میرههه
= موتورسواریت در چه حده؟
-در حدی که داخل پیست کشور خودمون یه بار هم نباختم..
=اوووووو
ایوللللل
-تو هم مسابقه میدی؟
= اوه نه من موتورسوار نیستم ولی مسابقه جور میکنم
-وایییی حوصلم سر رفته بود
یه مسابقه جور کن برمممم
=البتههه
راستی تو انگلیسی نیستی؟
-نه من آمریکایی هستم..
مامانم دوباره ازدواج کرده و شوهرش انگلیسی هست و به خاطر اون اومدیم اینجا
= اوه پس عالیه
یه مسابقه خوب جور بود فقط یه نفر کم بود که پیداش کردمم
-مرسیی
حالا کیا هستن؟
= اگه اونقدر که میگی کارت خوب باشه فقط یه رقیب داری
-کی؟
=لقبش راک هست
قهرمان پیسته و تا حالا کسی نتونسته شکستش بده...
-خب پس جالب شد
مسابقه کی هست؟
=امشب ساعت 10
-عالیه شماره من....
لطفا برام آدرس رو بفرست مرییی
= البته
الان دوستیم؟
-معلومه اولین دوستم توی زندگی جدیدم
=هوراا
راستی چند سالته؟
-۱۹ سالمه
=عههه منم ۱۹ سالمه
-چه خوب پس هم سنیم
=آرهه
-خب من برم امشب میبینمت
= میبینمت قهرمانن
از اونجا فاصله گرفتم و سوار موتور شدم و رفتم سمت خونه
(بالاخره اومدیی
-مامان جونممم
(یا خدا تن و بدنم میلرزه میگی مامان جونم
-راستش یه دوست خوب و مهربون پیدا کردم امروز میخوایم با هم بریم خریدد
و بعدشم یه مهمونی شاید یه کوچولو دیرموقع بشه..
(اههه
باشه برو ولی زیاد طول نکشههه
-مرسییی
رفتم یه دوش گرفتم...
موهامو خشک کردم و یه آرایش خوشگل کردم و یه رژ قرمز هم اضافه کردم
یه استایل خفن زدم و یه کت چرم مشکی هم اضافه کردم
عطر خوشبومو زدم و از اتاق خارج شدم
(ببین خانم چه خشگل کردهه
مطمئنم دیگه با این تیپت برام داماد پیدا میکننییی
-مامانننننننننن
(ایششش دختره نچسب
-خدافظ عشقمم
(خدافظظ
اسلاید ۲ عکس رایا
اسلاید ۳ استایل رایا
....
#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
اون دختر همش به خودم و موتورم نگاه میکرد تا اینکه قهوه مو آورد و منم حدودا نیم ساعتی همونجا بودم و توی گوشیم میگشتم...
تا جایی که معلوم بود شیفت دختره تموم شده و پیش بندش رو در آورد
که یهو دیدم اومد و کنارم نشست و گفت:
علامت دختره: =
=سلام(ذوق)
-اوه سلام
من شما رو میشناسم؟
= نه دوست دارم آشنا بشیم
-اوه حتما من رایا هستم..
= منم مری هستم
موتورسواری؟
-اوهوم جونم واسه موتورم در میرههه
= موتورسواریت در چه حده؟
-در حدی که داخل پیست کشور خودمون یه بار هم نباختم..
=اوووووو
ایوللللل
-تو هم مسابقه میدی؟
= اوه نه من موتورسوار نیستم ولی مسابقه جور میکنم
-وایییی حوصلم سر رفته بود
یه مسابقه جور کن برمممم
=البتههه
راستی تو انگلیسی نیستی؟
-نه من آمریکایی هستم..
مامانم دوباره ازدواج کرده و شوهرش انگلیسی هست و به خاطر اون اومدیم اینجا
= اوه پس عالیه
یه مسابقه خوب جور بود فقط یه نفر کم بود که پیداش کردمم
-مرسیی
حالا کیا هستن؟
= اگه اونقدر که میگی کارت خوب باشه فقط یه رقیب داری
-کی؟
=لقبش راک هست
قهرمان پیسته و تا حالا کسی نتونسته شکستش بده...
-خب پس جالب شد
مسابقه کی هست؟
=امشب ساعت 10
-عالیه شماره من....
لطفا برام آدرس رو بفرست مرییی
= البته
الان دوستیم؟
-معلومه اولین دوستم توی زندگی جدیدم
=هوراا
راستی چند سالته؟
-۱۹ سالمه
=عههه منم ۱۹ سالمه
-چه خوب پس هم سنیم
=آرهه
-خب من برم امشب میبینمت
= میبینمت قهرمانن
از اونجا فاصله گرفتم و سوار موتور شدم و رفتم سمت خونه
(بالاخره اومدیی
-مامان جونممم
(یا خدا تن و بدنم میلرزه میگی مامان جونم
-راستش یه دوست خوب و مهربون پیدا کردم امروز میخوایم با هم بریم خریدد
و بعدشم یه مهمونی شاید یه کوچولو دیرموقع بشه..
(اههه
باشه برو ولی زیاد طول نکشههه
-مرسییی
رفتم یه دوش گرفتم...
موهامو خشک کردم و یه آرایش خوشگل کردم و یه رژ قرمز هم اضافه کردم
یه استایل خفن زدم و یه کت چرم مشکی هم اضافه کردم
عطر خوشبومو زدم و از اتاق خارج شدم
(ببین خانم چه خشگل کردهه
مطمئنم دیگه با این تیپت برام داماد پیدا میکننییی
-مامانننننننننن
(ایششش دختره نچسب
-خدافظ عشقمم
(خدافظظ
اسلاید ۲ عکس رایا
اسلاید ۳ استایل رایا
....
#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
- ۱.۴k
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط