{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیپرون ..

هیپرون ..
خداست انسان

وقتی رویا می بافد

و گدا

وقتی اندیشه می کند

و وقتی خالی از شوربه جا می ماند

پسرکی است نابکار

که پدر از خانه رانده اش

نگاهش خیره به سکه های ناچیزی در دست

که سر راهی پدراست از سر ترحم
دیدگاه ها (۲)

امیلی دیکنسون ..معنای زندگی ..اگر بتوانم قلبی را از شکستن با...

ادم :::::::::دنیایی پر از ابهام .دنیایی پر از نشاطدنیایی پر ...

گرنه خورشید فلک خاک نشین ره تستپس چرا هر سحر افتاده به جولان...

All my friends relative near and dear.Happy Happy Happy Happ...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁷¹..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨ناگهان صدایی تیز، مثل جیغ فلز...

پدر پریسا گفت  سیاوش جان چند لحظه صبر کن با شما کار دارم . ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط