{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادش بخیر وقتی وقتی میشستی پای بازی که دیگه اصن نمیشد پاش

یادش بخیر وقتی وقتی میشستی پای بازی که دیگه اصن نمیشد پاشی !!تازه بعضی وقتا شیفتی میشد !مثلا داداشم تا ظهر بازی میکرد خسته میشد میگفت بقیشو تو برو! چه قلعه هایی میساختم من مو لا درزش نمیرفت یهویی دلم خواس دوباره برم بازی!
دیدگاه ها (۷)

😄

😐 😳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط