نقش فضای مجازی و رسانهها در جنگ ارادهها
نقش فضای مجازی و رسانهها در جنگ ارادهها
✍️ سید علیرضا آلداود
آقای شهید ایران:
«...یکی از آقایان پایین، یک شعری خواندند که مضمونش این بود که اگر شمشیر بکشید، سینههایی که بیایند در جلوی شما بایستند و در مقابل دشمنان شما سینه سپر کنند [زیاد است]، من گفتم من شمشیر را کشیدم، مشغولیم، ما از چپ و راست داریم میزنیم؛ اینجوری نیست؛ منتها نوع شمشیرِ امروز و نوع میدانِ امروز با نوع میدانِ آن سالهای اوّل تفاوت دارد؛ ما در جنگِ نرمیم؛ در جنگِ سیاسی هستیم، در جنگِ فرهنگی هستیم، در جنگِ امنیّتی و نفوذی هستیم؛ فکرها و ارادهها دارند با هم میجنگند.»
۱۳۹۵/۰۳/۳۱
🔸 امروزه فضای مجازی و رسانهها در «جنگ ارادهها» نقشی کلیدی و تعیینکننده دارند. جنگ ارادهها را میتوان نوعی نبرد شناختی و ادراکی دانست که در آن، طرفهای درگیر تلاش میکنند بر افکار، باورها، احساسات، ادراکات و در نهایت تصمیمها و رفتارهای یکدیگر اثر بگذارند.
🔸 در این میان، رسانهها و فضای مجازی بهعنوان مهمترین بسترهای تولید، انتقال و بازتولید پیام، نقش مهمی در شکلدهی به ادراک عمومی دارند. روایتها از طریق این بسترها با سرعت زیادی منتشر میشوند و میتوانند درک مخاطبان از یک رویداد، بحران یا مناقشه را تحت تأثیر قرار دهند.
🔸 رسانهها و سکوهای اجتماعی مانند ایکس (X)، تلگرام و اینستاگرام بستری برای انتشار سریع روایتهای مختلف فراهم کردهاند. هر یک از طرفهای درگیر تلاش میکند با برجستهسازی برخی واقعیتها، انتخاب گزینشی اطلاعات و ارائه چارچوب روایی مطلوب خود، ادراک مخاطبان را در جهت اهدافش شکل دهد. برای نمونه، انتشار هدفمند اخبار، تصاویر و ویدئوهای خاص میتواند احساسات عمومی را برانگیزد و به تقویت یا تضعیف اراده اجتماعی منجر شود.
🔸 از سوی دیگر، فضای مجازی میتواند بستر انتشار شایعات، اطلاعات نادرست، اخبار جعلی و عملیات روانی نیز باشد. چنین فرایندهایی در صورت گستردگی و تکرار، میتوانند اعتماد عمومی به نهادها، رسانهها و مسئولان را کاهش دهند. در نقطه مقابل، استفاده مسئولانه و هوشمندانه از رسانه میتواند با تقویت حس همبستگی، هویت جمعی و اعتماد اجتماعی، به افزایش تابآوری جامعه کمک کند.
🔸 یکی از تفاوتهای مهم فضای مجازی با بسیاری از رسانههای سنتی، تعاملی و چندسویه بودن آن است. کاربران تنها دریافتکننده پیام نیستند؛ بلکه میتوانند تولیدکننده، بازنشرکننده و مفسر محتوا نیز باشند. شکلگیری هشتگها، کمپینهای اجتماعی و شبکههای کنشگری دیجیتال نشان میدهد که چگونه میتوان از این ظرفیت برای سازماندهی افکار و شکلدهی به اراده جمعی استفاده کرد.
🔸 تأثیر رسانهها و فضای مجازی تنها به افکار عمومی محدود نمیشود؛ سیاستگذاران و تصمیمگیران نیز در معرض جریان دائمی اطلاعات، افکار عمومی و روایتهای رسانهای قرار دارند. از این رو، فضای رسانهای میتواند بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بر اولویتگذاریها، محاسبات سیاسی و حتی برخی تصمیمات راهبردی اثر بگذارد.
🔸 بهعنوان نمونه، در جنگ تحمیلی رژیم تروریست آمریکا بر ضد ایران عزیز، هر دو طرف تلاش کردند از ظرفیت رسانهها و فضای مجازی برای انتشار تصاویر و روایتهایی درباره موفقیتهای خود و ضعف طرف مقابل استفاده کنند. این اقدامات صرفاً با هدف اثرگذاری بر روحیه طرف مقابل انجام نمیشد، بلکه حفظ انگیزه، انسجام و حمایت اجتماعی در میان هواداران و جامعه خودی نیز بخشی از این نبرد رسانهای بود.
🔴 در نهایت، رسانهها و فضای مجازی را میتوان بهمثابه شمشیری دو لبه در جنگ ارادهها دانست؛ ابزاری که میتواند از یک سو به تقویت انسجام اجتماعی، افزایش تابآوری و استحکام اراده جمعی کمک کند و از سوی دیگر، در صورت بهرهبرداری نادرست، زمینهساز تفرقه، بیاعتمادی و تضعیف اراده عمومی شود. بنابراین، نتیجه این نبرد تا حد زیادی به کیفیت حکمرانی رسانهای، سواد رسانهای جامعه، توان روایتسازی و میزان هوشیاری کاربران بستگی دارد.
🔴 در این چارچوب، جهاد تبیین میتواند یکی از رویکردهای مهم برای مواجهه هوشمندانه با جنگ ارادهها در بستر فضای مجازی و سکوهای داخلی و خارجی باشد. در عصر هوش مصنوعی، سرعت تولید و انتشار محتوا چند برابر شده است؛ بنابراین تقویت قدرت تحلیل، روایتگری مستند، پاسخگویی سریع به شبهات و ارتقای سواد رسانهای میتواند به تقویت اراده و انسجام جامعه کمک کرده و زمینه خنثیسازی عملیات شناختی رقیب را فراهم سازد.
💡 سید علیرضا آلداود
👈 عضو شوید
✍️ سید علیرضا آلداود
آقای شهید ایران:
«...یکی از آقایان پایین، یک شعری خواندند که مضمونش این بود که اگر شمشیر بکشید، سینههایی که بیایند در جلوی شما بایستند و در مقابل دشمنان شما سینه سپر کنند [زیاد است]، من گفتم من شمشیر را کشیدم، مشغولیم، ما از چپ و راست داریم میزنیم؛ اینجوری نیست؛ منتها نوع شمشیرِ امروز و نوع میدانِ امروز با نوع میدانِ آن سالهای اوّل تفاوت دارد؛ ما در جنگِ نرمیم؛ در جنگِ سیاسی هستیم، در جنگِ فرهنگی هستیم، در جنگِ امنیّتی و نفوذی هستیم؛ فکرها و ارادهها دارند با هم میجنگند.»
۱۳۹۵/۰۳/۳۱
🔸 امروزه فضای مجازی و رسانهها در «جنگ ارادهها» نقشی کلیدی و تعیینکننده دارند. جنگ ارادهها را میتوان نوعی نبرد شناختی و ادراکی دانست که در آن، طرفهای درگیر تلاش میکنند بر افکار، باورها، احساسات، ادراکات و در نهایت تصمیمها و رفتارهای یکدیگر اثر بگذارند.
🔸 در این میان، رسانهها و فضای مجازی بهعنوان مهمترین بسترهای تولید، انتقال و بازتولید پیام، نقش مهمی در شکلدهی به ادراک عمومی دارند. روایتها از طریق این بسترها با سرعت زیادی منتشر میشوند و میتوانند درک مخاطبان از یک رویداد، بحران یا مناقشه را تحت تأثیر قرار دهند.
🔸 رسانهها و سکوهای اجتماعی مانند ایکس (X)، تلگرام و اینستاگرام بستری برای انتشار سریع روایتهای مختلف فراهم کردهاند. هر یک از طرفهای درگیر تلاش میکند با برجستهسازی برخی واقعیتها، انتخاب گزینشی اطلاعات و ارائه چارچوب روایی مطلوب خود، ادراک مخاطبان را در جهت اهدافش شکل دهد. برای نمونه، انتشار هدفمند اخبار، تصاویر و ویدئوهای خاص میتواند احساسات عمومی را برانگیزد و به تقویت یا تضعیف اراده اجتماعی منجر شود.
🔸 از سوی دیگر، فضای مجازی میتواند بستر انتشار شایعات، اطلاعات نادرست، اخبار جعلی و عملیات روانی نیز باشد. چنین فرایندهایی در صورت گستردگی و تکرار، میتوانند اعتماد عمومی به نهادها، رسانهها و مسئولان را کاهش دهند. در نقطه مقابل، استفاده مسئولانه و هوشمندانه از رسانه میتواند با تقویت حس همبستگی، هویت جمعی و اعتماد اجتماعی، به افزایش تابآوری جامعه کمک کند.
🔸 یکی از تفاوتهای مهم فضای مجازی با بسیاری از رسانههای سنتی، تعاملی و چندسویه بودن آن است. کاربران تنها دریافتکننده پیام نیستند؛ بلکه میتوانند تولیدکننده، بازنشرکننده و مفسر محتوا نیز باشند. شکلگیری هشتگها، کمپینهای اجتماعی و شبکههای کنشگری دیجیتال نشان میدهد که چگونه میتوان از این ظرفیت برای سازماندهی افکار و شکلدهی به اراده جمعی استفاده کرد.
🔸 تأثیر رسانهها و فضای مجازی تنها به افکار عمومی محدود نمیشود؛ سیاستگذاران و تصمیمگیران نیز در معرض جریان دائمی اطلاعات، افکار عمومی و روایتهای رسانهای قرار دارند. از این رو، فضای رسانهای میتواند بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بر اولویتگذاریها، محاسبات سیاسی و حتی برخی تصمیمات راهبردی اثر بگذارد.
🔸 بهعنوان نمونه، در جنگ تحمیلی رژیم تروریست آمریکا بر ضد ایران عزیز، هر دو طرف تلاش کردند از ظرفیت رسانهها و فضای مجازی برای انتشار تصاویر و روایتهایی درباره موفقیتهای خود و ضعف طرف مقابل استفاده کنند. این اقدامات صرفاً با هدف اثرگذاری بر روحیه طرف مقابل انجام نمیشد، بلکه حفظ انگیزه، انسجام و حمایت اجتماعی در میان هواداران و جامعه خودی نیز بخشی از این نبرد رسانهای بود.
🔴 در نهایت، رسانهها و فضای مجازی را میتوان بهمثابه شمشیری دو لبه در جنگ ارادهها دانست؛ ابزاری که میتواند از یک سو به تقویت انسجام اجتماعی، افزایش تابآوری و استحکام اراده جمعی کمک کند و از سوی دیگر، در صورت بهرهبرداری نادرست، زمینهساز تفرقه، بیاعتمادی و تضعیف اراده عمومی شود. بنابراین، نتیجه این نبرد تا حد زیادی به کیفیت حکمرانی رسانهای، سواد رسانهای جامعه، توان روایتسازی و میزان هوشیاری کاربران بستگی دارد.
🔴 در این چارچوب، جهاد تبیین میتواند یکی از رویکردهای مهم برای مواجهه هوشمندانه با جنگ ارادهها در بستر فضای مجازی و سکوهای داخلی و خارجی باشد. در عصر هوش مصنوعی، سرعت تولید و انتشار محتوا چند برابر شده است؛ بنابراین تقویت قدرت تحلیل، روایتگری مستند، پاسخگویی سریع به شبهات و ارتقای سواد رسانهای میتواند به تقویت اراده و انسجام جامعه کمک کرده و زمینه خنثیسازی عملیات شناختی رقیب را فراهم سازد.
💡 سید علیرضا آلداود
👈 عضو شوید
- ۲۲۴
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط