{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوخت جانم در غم عشق تو نازت تا به کی؟

سوخت جانم در غم عشق تو نازت تا به کی؟
دست من کوته ز گیسوی درازت تا به کی؟
از ستم بردار دست و بر سرم بگذار پای
دیگر از عاشق نگارا احترازت تا به کی؟
چهر همچون مهر را پنهان چه داری زیر زلف
پرده بر مرآت لطف کار سازت تا به کی؟
با چو من دلداده ای نا مهربانی تا به چند..؟!
حال کامشب خلوتی رخ داده نازت تا به کی؟
در طریق عشق ،مجنون ابجد آموز من است
گفتگو هر دم ز محمود و ایازت تا به کی؟
راز دل از روزت امشب نزد من روشن تر است
کوشش بیهوده در کتمان رازت تا به کی؟
دیدگاه ها (۳)

عاقبت عشقت به قلبـــم هم اصابت می کند عاشقی مُسریست,یک روزی ...

زیر باران هیچ قلبی خالی از یک عشق نیستنمره عاشق شدن در زیر ب...

چرا نمی کُشد مرا ، خدای چشم‌های تومیان آب و آتشم برای چشم‌ها...

مرا وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردیمرا از من، مرا از قیدِ من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط