{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" عاشق زنی مشو که می خواند

" عاشق زنی مشو که می خواند
که زیاد گوش می دهد
زنی که می نویسد

عاشق زنی مشو که فرهیخته است
افسونگر، وهم آگین، دیوانه
عاشق زنی مشو که می اندیشد
که می داند داناست، که توان پرواز دارد
به زنی که خود را باور دارد

عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن می خندد یا می گرید
که قادر است روحش را به جسم بدل کند
از آن بیشتر عاشق شعر است
( اینان خطرناک ترین ها هستند!) و یا زنی که می تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد
یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد

عاشق زنی مشو که پُر، مفرح، هشیار، نافرمان و جوابده است
که پیش نیاید که هرگز عاشق چنین زنی شوی

چرا که وقتی عاشق زنی از این دست می شوی
که با تو بماند یا نه
که عاشق تو باشد یا نه
از این گونه زن، بازگشت به عقب ممکن نیست
هرگز.............
دیدگاه ها (۳)

ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﭼﻮﻥ ﮐﺒﻮﺗﺮ ﺩﺍﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺗﻮﺍﻡ؛ ﻓﺮﺩﺍ ﻧ...

-آخر به چه کار من می آیندآفتاب و ماهوقتی تو نباشيكومه های پو...

...آخر یک روز سردزمستانیاز خواب بیدار میشومارام ارام چمدان ا...

...پيش از آنکه به خواب برومهمين جا کنارم نشسته بوديگفتي : اگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط