{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عقربه ها دیوانه وار

عقربه ها دیوانه وار
مات تصویر نگاهت می شوند
و نگاهم خیره به عقربه ها
عکس زیبای تو را می خواند!
و به سیل غم این فاصله ها
عکس زیبای تو خیس
لحظه هایم تر از عشق
و صدای نفس عقربه ها می لرزد
و صدای تیک ساعت پس تاک
ورق خاطره را می درد
و دوباره عقربه می چرخد
و دوباره می رود ساعت بد
شاید آن ساعت خوش
از قدم های خرامان بهار
برسد بر دل من
و نگاهم بشود روشن از عشق
لحظه ی آمدنت!!!!
دیدگاه ها (۱)

همیشه چای برایم بیشتر از یک نوشیدنی ساده بوده!چای بهانه‌ ایس...

اکنون دلم چای میخواهد… قند پهلو! با یک رفیق ناب که چای را به...

گفته بودند: از پس هر گریه، آخر خنده ایستاین سخن بیهوده نیست....

تبسم بیش از لحظه ای پایدار نیستولی خاطره اش گاهی تا ابد باقی...

مرا تنگ در آغوش بگیرتا ترس نبودنت میان دستانم بمیردتا اوج بگ...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.91(از زبون ا.ت)...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.87(از زبون نویس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط