{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازین سوی خراسان بلکه تا آن سوی کنگاور

ازین سوی خراسان بلکه تا آن سوی کنگاور

چه طرفی بسته ام ای دوست از این نام ننگ آور؟

 

اگر سنجاق مویت وا شود از دست خواهم رفت

که سربازی چه خواهد کرد با انبوه جنگاور؟

 

دلم را پیشتر از این به کف آورده ای؛ حالا

زلیخایی کن و پیراهنم را هم به چنگ آور

 

به دست آور دل آن شوخ ترسا را به لبخندی

به لبخندی سر این شیخ ترسو را به سنگ آور

 

به استقبال شعر تازه ام بند قبا بگشا

مرا از این جهان بی سر و سامان به تنگ آور

 

فراموشی در این شیشه ست، خاموشی در آن شیشه

شرابت هوشیارم می کند قدری شرنگ آور ...


# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

من غبطه می‌خورم به درختان خانه‌اتای کاش سر گذاشته بودم به شا...

سلام دوستان خوبم ، صبح همگی بخیر ...

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتیدل بریدن هات حکمت داشت: د...

تو ماهی و من ، ماهی این برکه ی کاشی..اندوه بزرگی ست ، زمانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط