{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرم را روی شانه پاییز گذاشتم،

سرم را روی شانه پاییز گذاشتم،
بوی انار سرخ می داد،عطر خرمالوی تازه
قاصدکی رقص کنان روی گونه ام نشست
مست از عطر خوشش ،عطر علفهای آب خورده که رنگ شان در حال تعقیر است،
هوارا بلعیدم،
پاییز مرا سپرد به نسیم آرامی که دشت به دشت،کوه،به کوه،درحال سفر بود،
نسیم لابه لای شاخه های درختان انار می پیچید ،
نمی دانم،چه می گفت،که لپ هایشان گل می انداخت وسرخ میشدند،
عطرشان رادرون احساسم حک کردم،
که گاه گاهی که سری زدم،عطرشان در خاطرم باشد،
کنار جویبار کوچکی،خنکی هوا قلقلکم داد،
نشستم کنارش وشعر خواندم،
پاییز چه می کنی،بیشتر از پیش عاشقت شدم،
دیدگاه ها (۱)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁹فنجون قهوه‌ش از دستش افتاده بود و دست...

پاییز امد

پاییز آمد در میان درختانلانه کرده کبوتر از تراوش باران می گر...

پاییز آمد در میان درختانلانه کرده کبوتر از تراوش باران می گر...

پاییز آمد در میان درختانلانه کرده کبوتر از تراوش باران می گر...

#نقاشی پاییز🍂 🍁 پاییز آمد در میان درختانلانه کرده کبوتر از ت...

سلام دوستان گلم اوقاتتون بکام،شرمنده بابت غیبت چند روزه :)دل...

گفتي كه دوستم داري، باورم كردي، باورم شد... يادته اون روزي ر...

ای چراغ روشن اندیشه‌اممن صدای آبشار «بیشه»‌امخاطرم را خرم و ...

ای لرستان جان فدای خاک تو قبله گاهم قلعه ی افلاک تو. سرزمین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط