پاي افطاري نشستيم سفره مان رنگي كمان /پاي افطاري نشستند س
پاي افطاري نشستيم سفره مان رنگي كمان /پاي افطاري نشستند سفرشان خون و فغان/پاي افطاري نشستيم باد كولر ميوزد بر روح و جان/پاي افطاري نشستند ميخورد بر صورت ايشان دخان /اي خدا اي رب من اي دادخواه بيکسان/طعم خرما در لبم تلخ است هنگام اذان /اشک من جاري شده از ذجه اين کودکان /در بلاد سوريه خون است جاي تکه نان /در عراق هم جنگ غوغا ميكند /روزه داران با بوي خون و بوي مرگ افطاري كنند / اشک من ديگر نبار باران شده /غزه در اين ماه باز هم بازيچه گرگان شده/ميکشند و ميدرند و ميبرند /هم و غم ما مسلمانان بردن فینال شده/کاري از دست من مسكين نمي ايد خدا/ كم کمك وقت اذان است و دعا /دست خود را ميبرم سوي خدا /از خدا خواهم كه خود ياري كند /حق مظلومان ستاند ظالمان رسوا كند /حق اشک مادران بي گناه سوريه /حق اشك نو عروسان در عراق /حق اشك کودكان در غزه و در جاي جاي اين جهان /اي خدا ديگر توانم سر شده /خود بگير حق تمام مردمان بي گناه /هر که خواند اين نوشتار از ربيع اينک دعا /نصرتي ده بر مسلمانان خدا
- ۳۸۲
- ۲۷ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط