بازباران بی ترانه برتن عریان کوچه یادم آردعاشقی رو یاس زر
بازباران بی ترانه برتن عریان کوچه یادم آردعاشقی رو یاس زرده رازقی رو زیرباران باتوتنها بادوپای عاشقانه میدویدیم همچون آهو میپریدیم ازلب جوی دورمیگشتیم زغمها کوچ میکردیم زغصها رقص میکردیم ازسره شوق می شنیدیم ازدرودیوارکوچه سوت ودست وخندهارو ناگهان یه روزپائیز سردوغمگین ازکنارم پرگشودی زودرفتی ازبره من،،،،،
حالاماندم وخلوت کوچه زیربارون بازبارون بازبارون.
حالاماندم وخلوت کوچه زیربارون بازبارون بازبارون.
- ۲۳۹
- ۰۶ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط