{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#گذشته_تلخ

#گذشته_تلخ

Part: 8


وقتی رسیدم توی حیاطشون یه چندتا از این ماشینا مدل بالا دیدم...
دهنم کف کرده بود اینقد خوشگل بودن

خانم چوی: هی ات بیا داخللل زودباش!


+چشم الان میامم

رفتم داخل و روی مبل نشستم...


خانم چوی: خب خودتم میدونی کارت خدمتکاریه دخترم..


+بله میدونم.!


خانم چوی: ولی اینجا یکم فرق داره تو باید تا اخرش اینجا بمونی نه اگه نخواستی استعفا بدی...


+عام خب چرا؟؟؟


خانم چوی: شما اقای کیم یانگ سو میشناسی؟


+یانگ سو؟؟ اره اره میشناسم همون خر پوله.


خانم چوی: درسته شما خدمتکار پسر ایشون هستی.!


+پسرش معلوله؟ بیماری چیزی داره؟


خانم چوی: معلول چیهههه!! دخترم دیگه نگی ممکنه صداتون بشنون!


+ها.!! اها چشم


خانم چوی: خب حالا میتونی تا اخرش بمونی؟


میدونی فقط برای خرجای خونه و هیونجین قبول میکنم....

+اره.. قبول میکنم.کارای باید انجام بدم چی ان؟

خانم چوی: یک باید لباس نظافتچی بپوشی!
دو اقا رو ارباب صدا میکنید!
سه وقتی میخوای بری بیرون باید اجازه بگیری!
چهار یک اتاق بالا سمت راست اخر نباید هیچوفت بری داخلش!!!


+واقعا همیناست؟ خب اوکی کاری نداره انجام میدم.


#اد_لوسی
دیدگاه ها (۰)

#گذشته_تلخ Part: 7خانم چوی: سلام دخترم خوبی!؟ +سلام مرسی خوب...

#گذشته_تلخ Part: 6رفتم سمت یه سوپری و چندتا کمپود و ابمیوه ب...

#گذشته_تلخ Part: 5توی گوشی دنبال کار گشتم. یجایی رو دیدم که ...

چند پارتی هیونجین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط