{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارسایی را دیدم بر کنار دریا که زخم پلنگ داشت و به هیچ دا

پارسایی را دیدم بر کنار دریا که زخم پلنگ داشت و به هیچ دارو به نمی‌شد مدت‌ها در آن رنجور بود و شکر خدای عزّوجل علی الدوام گفتی
پرسیدندش که شکر چه می‌گویی
گفت شکر آن که به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی


سعدی
دیدگاه ها (۳)

توکل بر خدایت کن کفایت میکند حتمااگر خالص شوی با او صدایت می...

دل را بخدا بندم تا خانهٔ حق باشمدل را به بتان ندهم بت‌خانه ن...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

داستان زیبایی از کودکی امام سجاد

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط