{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش گوش شنوایی برای لالاییهایت نبودم ،وقتی از لکاته های ش

کاش گوش شنوایی برای لالاییهایت نبودم ،وقتی از لکاته های شهر میگویی دوست دارم نقاشیشان را بکشم دقیق مث تمام تعریف هایت .
من از رقابت نمی‌ترسم. قضیه درست برعکسه. متوجه نیستی؟ من از این می‌ترسم که بخوام رقابت کنم؛ این چیزیه که من رو می‌ترسونه. اینکه به طرز وحشتناکی طوری تربیت شده‌ام که ارزش‌های همه رو قبول کنم، و اینکه تشویق شدن رو دوست دارم، و دوست دارم مردم با حرارت درباره‌ام حرف بزنند، دلیل نمی‌شه این کار درست باشه. ازش خجالت می‌کشم؛ حالم رو بهم می‌زنه. حالم از اینکه شجاعتش رو ندارم که یه هیچ کس مطلق بشم بهم می‌خوره. حالم از خودم یا هرکس دیگه‌ای که بخواد یه جوری جلب توجه کنه بهم می‌خوره...!

... وقتی برای تو می نویسم خیلی کودن و احمق می شوم. چرا؟ بهت اجازه می دهم این مسئله را تجزیه و تحلیل کنی. فقط بیا این آخر هفته اوقات محشری داشته باشیم. منظورم این است که برای یک بار هم که شده, اگر امکان دارد, سعی نکن همه چیز را تا حد مرگ تجزیه و تحلیل کنی, مخصوصاً من را...!
دیدگاه ها (۲۴)

دلم یعنی می خواد گریه کنممممم وای کلی کار دارم حالم از ویس ب...

سناریو(درخواستی):وقتی یه دعوای شدید دارید و سرت غیرتی شدن و ...

سناریو تهیونگ

خب چند روز مونده به مدرسه😐فعالیت خیلی کم میشه.حالا اوایل مدر...

دوما💫💫💫💫💫💫

وفاداری در بالاترین سطح: باجی x چیفویو

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓خانه بدون هانا ساکت بود.خیل...

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط