{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من خدایی دارم، که در این نزدیکی است

من خدایی دارم، که در این نزدیکی است
نه در آن بالاها !
مهربان، خوب، قشنگ ...
چهره اش نورانیست
گاه گاهی سخنی می گوید،
با دل کوچک من،
ساده تر از سخن ساده من
او مرا می فهمد !
او مرا می خواند،
او مرا می خواهد،
او همه درد مرا می داند ...
یاد او ذکر من است، در غم و در شادی
چون به غم می نگرم،
آن زمان رقص کنان می خندم ...
که خدا یار من است،
که خدا در همه جا یاد من است
او خدایست که همواره مرا می خواهد
او مرا می خواند
او همه درد مرا می داند ..
دیدگاه ها (۱)

کامنتتتتتتتتتتتتت پلیززززززززززززززززززززززززز...

دوست میـدارمـش... امـّـا... می تـرسم بـگویـم و بگــویـد : \"...

هے غـَریبــﮧ شـَب ِ عـَروسے کـت و شـَلوار ِ سیــآهش رآ بـﮧ ...

همه چی‍‍ــٌ جدیدش‍‍‍‍‍‍‍ـــ خوبه ولی‍ رفیقـــــ× {کهنش} خوب...

از تعجب دهانم باز مانده بود من و پریسا !  خانواده ما هزاران ...

اخرین امتحان برگزار و ترم تمام شد باید به خانه میرفتم موقع ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط