هم از سکوت گریزان هم از صدا بیزار
هم از سکوت گریزان ، هم از صدا بیزار
چنین چرا دلتنگم ، چنین چرا بیزار
.
زمین از آمدن برف تازه خشنود است
من از شلوغی بسیار رد پا بیزار
.
قدم زدم! ریه هایم شد از هوا لبریز
قدم زدم! ریه هایم شد از هوا بیزار
.
اگرچه می گذریم از کنار هم آرام
شما ز من متنفر ، من از شما بیزار
.
به مسجد آمدم و نا امید برگشتم
دل از مشاهده تلخی ریا بیزار
.
صدای قاری و گلدسته های پژمرده
اذان مرده و دلهای از خدا بیزار
.
به خانه ام بروم؟!خانه از سکوت پر است
سکوت می کند از زندگی مرا بیزار
.
تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست!
از این سکوت گریزان، از آن صدا بیزار
چنین چرا دلتنگم ، چنین چرا بیزار
.
زمین از آمدن برف تازه خشنود است
من از شلوغی بسیار رد پا بیزار
.
قدم زدم! ریه هایم شد از هوا لبریز
قدم زدم! ریه هایم شد از هوا بیزار
.
اگرچه می گذریم از کنار هم آرام
شما ز من متنفر ، من از شما بیزار
.
به مسجد آمدم و نا امید برگشتم
دل از مشاهده تلخی ریا بیزار
.
صدای قاری و گلدسته های پژمرده
اذان مرده و دلهای از خدا بیزار
.
به خانه ام بروم؟!خانه از سکوت پر است
سکوت می کند از زندگی مرا بیزار
.
تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست!
از این سکوت گریزان، از آن صدا بیزار
- ۳.۲k
- ۱۸ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط