او یک نگاه داشت

او یک نگاه داشت
به صد چشم می‌نهاد
او یک ترانه داشت
به صد گوش می‌سرود

من صد ترانه خواندم و
نشنید هیچکس
من صد نگاه داشتم و
دیده‌ای نبود
دیدگاه ها (۱)

⇦الـــــوداع ، یـــــا علے و یـــــا عظــــــــــیم⇨ ⇦الــــ...

چقدر منو تو شبیه روزهای هفته ایممن جمعه ام و تو شنبهمن همانق...

زن ها دنیای پیچیده ای دارند؛خیلی هایشان هر چه بلندتر می خندن...

نسیم خاک کوی تو ، بوی بهار می دهدشکوفـه زار روی تـو ، بوی به...

مادر...در ستایش دنیای پرمهرت ترانه ای از اخلاص خواهم سرودوگل...

از همه سوی جهان جلوه او می بینمجلوه اوست جهان کز همه سو می ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط