{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

مافیای من
پارت ۲۶
ویو جیمین
ای یونگی کثافت ریدی بهم چه گوهی خوردم زدم تو پاش الان خیلی درد دارم با دردی پری شب هم قاتیش پدرم در اومد الان خدا میدونه کوک چطوره
ویو کوک
ریدم بهت تهیونگ حلالت نمیکنم س.ر.ا.خ.م جر خورد اون از پری شب اینم از امشب چرا باهاش قهر کردم واییی درد دارمممممم
جیمین: کوک سالمی
کوک: تو سالمی منم سالمم
جیمین : فقط درد دارم
جین : چه خبر برو بَچ
ته: خوب
جیمین: من اصلا سالامت نیستم
کوک : منم
یونگی در گوش ته: ته تو هم
ته : آره
یونگی: چطور بود
ته : عالی یعنی الان و پری شب دیگه عالی کیف کردم تا هفته بعد
یونگی: آره ولی من بی صبرم
ته : نه صبور باش بدبخت به فا.ک رفت
یونگی : باشه من آرومم
هوبی: هووو شما چگونه پچپچ می‌کنید
ته : عاااا. هیچی
یونگی: آیا به شما مربوطه
هوبی: شاید راستی به جیا زنگ بزن بگو بیاد بریم قرار
ته : مگه شمارشو نداری
هوبی : آره خو
ته: خو خودت زنگ بزن
هوبی : عهههه راست میگی الان زنگ میزنم
مکالمه
هوبی: سلام جیا
جیا: سلام مال خود خودم
هوبی: میگم ساعت ۵ بیا برم
جیا : باش فقط چه مدل لباسی دوست داری
هوبی : بسته ولی تو چون سرده هودی و شلوار کارگو بپوش
جیا: باس
هوبی: کاری نداری
جیا: نه قودافظ
هوبی: باییی
پایان مکالمه
نامی: چی گفت
هوبی : گفت ساعت ۵ میام
نامی : پس برو به سلامت
هوبی : هنوز ساعت ۱۱ عه
نامی : عههه پس باش
یونگی: خاک تو سرت
نامی : خاک تو سر خودت
یونگی: ببین.... (جین نزاشت حرف بزنه)
جین : بسه
....
اگه بد شد ببخشید 🥺❤️
بوس بوس بایییی❤️
دیدگاه ها (۸)

از آینده پارت ۸یونگی: پشمام گفت چی ته: بسم‌الله کوک: واد فاخ...

تولدت مبارک خوشتیم هرچی آرمیه ❤️❤️🎉🎉

از آینده ادامه پارت ۷لباش و چشاش انقدر بزرگ شد که از هدیه ان...

از آینده پارت ۷نامی : خوب چی کار کنم بیهوش بودی جین: خوب به ...

وقتی دیدمت

دی چنگ عشق

ارباب مرگ پارت ۶.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط