{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خودم آمدم ‏انگار تویی در من بود

به خودم آمدم ‏انگار تویی در من بود
‏این کمی بیشتر از ‏دل به کسی بستن بود

#علیرضا_آذر
دیدگاه ها (۰)

گویند که هر تیره شبی را سحری هستگویا سحری نیست شب تیرهٔ ما ر...

من طاقت هجر تو ندارمبا تو چه‌ کنم به‌جز مدارا#سنایی

ای دلارامی که جان ما توییبی‌تو ما را یک نفس آرام نیست#عراقی

آمد به مزار من و خشنودترین بودپس وعده‌ی دیدار که می‌گفت، همی...

اونجا که علیرضا آذر میگهبه خود آمدمانگار تویی در من بود؛این ...

نکند دست کسیدست تو رالمس کند!کاش این دلهرهاینقدردل آزار نبود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط