{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک لحظه که گریان بشوى یا که بخندى

یک لحظه که گریان بشوى یا که بخندى
یک لحظه من باشى و من حال تو باشم
دیدگاه ها (۱)

عقل میگوید نرو اما نمی فهمد که عشق در دلِ وامانده ام افتاده ...

بگذار که از بین دو ابروى کمانت تیرى بزنم فاتح تک خال تو باشم

به طلوع عشــق مے نشینم صبـح هاتا از پشت پرده ی آسمانت نگاهم ...

شمارو نمیدونم اما اگه تو خونه ما مریض باشیبخندی یا راه بری د...

گر بدانی حالِ من را ، گریان شوی بی اختیار ؛️ #تکست_غمگین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط