ویران کن و بگذار که ویرانه بماند

ویران کن و بگذار که ویرانه بماند
از قصه‌ی تو غصه‌ی جانانه بماند!

از روی سرم رد شو و نگذار پس از تو
جز خاطره‌ی موی تو بر شانه بماند!

از پشت همین پنجره‌ی بسته گذر کن
تا عطر قدم های تو در خانه بماند!

حیرانی محض است نصیب همه مرغان
تا گوشه‌ی لب‌های تو این دانه بماند!

آنسوی زمین خنده به لب‌های تو آمد
باعث شده این‌سو گل و گلخانه بماند

با یاد تو عشق است که این شاعر مجنون
دیوانه‌ی دیوانه‌ی دیوانه بماند...
https://t.me/moonlightyy/AAAAAEOP3TbA8A8Ul08vMQ
ایدیه.کانالمونه.منتظر.حضورتون.هستم
دیدگاه ها (۱)

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...

عاشقانه های شبنم

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

تصادف با ماشین باجی.

**پارت ۲۵**صدای لرزانِ یونا پشتِ درِ اتاق پیچید، اما جونگکوک...

پارت۲بوسه‌ی کاتسوکی بویِ تندِ عرق، بارون و انفجارهایِ مهارنش...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت یازدهم: بوسه‌ای برای فریببرای چند ثا...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط