"شانه های انتظار"
"شانه های انتظار"
با من بگو
از گلايه های ايل خورشيد
از دل دشتهای غزالان وحشی ختن
از خلسه های احساس
بامن بگو
از ظهور مانی در مزارع زعفرانی قائنات
که با چتری از شرم شکوفه های نابالغ،
لمس دخترکان باکره ی کاخهای مدائن را
در تعبير خوابهای ناتمام خسرو
تعبيری شيرين ميکرد
بامن بگو
از دستهاي دلتنگيت که استعاره ی جانماز سحرهای نيايش بود
و آغوش سوزانت که همزاد گدازه های "فوجی" ست
در قاصدک بازی گدازه های لبهايت
بامن بگو
از نقش جاجيم های دلتنگی که بافتی در نبودنهايم
از پيله هايی که پروانه نشد در نگاهت
از کوچ بی پايان پاييز ..
با من بگو
از گلايه های ايل خورشيد
از دل دشتهای غزالان وحشی ختن
از خلسه های احساس
بامن بگو
از ظهور مانی در مزارع زعفرانی قائنات
که با چتری از شرم شکوفه های نابالغ،
لمس دخترکان باکره ی کاخهای مدائن را
در تعبير خوابهای ناتمام خسرو
تعبيری شيرين ميکرد
بامن بگو
از دستهاي دلتنگيت که استعاره ی جانماز سحرهای نيايش بود
و آغوش سوزانت که همزاد گدازه های "فوجی" ست
در قاصدک بازی گدازه های لبهايت
بامن بگو
از نقش جاجيم های دلتنگی که بافتی در نبودنهايم
از پيله هايی که پروانه نشد در نگاهت
از کوچ بی پايان پاييز ..
- ۲.۵k
- ۲۲ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط