{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گمشده در فضا

گمشده در فضا
p9

ماری: لحظات پر از استرس و اضطرابی را طی می کردیم خدا خدا می کردم که خیلی زود به سیاره ای برسیم و فرود بیاییم سفینه با اینکه در آتش می سوخت با سرعت زیادی به جلو می رفت ناگهان چشمانم از چیزی که می دیدم برق زد نزدیک ما سیاره ای بود و ما باید روی آن هرچه زودتر فرود می آمدیم سیاره دور خودش حلقه ای داشت و فهمیدم که زحل است به هر سختی که بود فرود اومدیم من و دوستای سبزم به راه افتادیم کمی که رفتیم یه سفینه درست شبیه همون سفینه ی گرد خودمون که از زیرش نور زیادی بیرون میومد دیدیم تصمیم گرفتیم به سمتش حرکت کنیم هیچکس جلومون نبود و دور و برش هم کسی دیده نمی شد وقتی به سفینه نزدیک شدیم نیرویی عجیب به عقب هلمون داد و بعد از چند دقیقه سفینه بلند شد و جای دیگه ای نشست ناگهان تعدادی موجود عجیب و غریب بدون مو با چشمان سیاه سرد و درشت لاغر و سر بزرگ و البته ترسناک از سفینه بیرون اومدن...
ادامه دارد...
خمارئییییی
شرط رو پست قبل گذاشتم
حمایت یادتون نره 💟🙂❤💕
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۰ سعی کردم دستگیره رو دوباره فشار بدم، ولی انگار قفل ش...

پارت ۱۴ — شبِ روستاشب، زودتر از چیزی که یورا انتظار داشت روی...

جنگل نفرین شده پارت ۴

007-پنهان در مه - پارت ۹۲

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

p37

لبخند قاتلپارت⁴⁴ویو جونگ‌کوکبارون آروم روی شیشه ماشین می‌خور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط