لب پنجره نشسته بود و سیگار میکشید آنقدر غرق خیالاتش بود
لب پنجره نشسته بود و سیگار میکشید، آنقدر غرق خیالاتش بود که یادش رفت که؛ خودش را بیاندازد یا پوکهی سیگارش را...️ 🚬
- ۸۱۳
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط