{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" احمد شاملو "

" احمد شاملو "

چه جالب است
ناز را می کشیم؛
آه را می کشیم؛
انتظار را می کشیم؛
فریاد را می کشیم؛
درد را می کشیم؛

ولی بعد از این همه سال،
آنقدر نقاش خوبی نشده ایم
که بتوانیم دست بکشیم!


.... " از هر انچه آزارمان میدهد" ...
دیدگاه ها (۲)

اسرار غمش گفتم در سینه نگه دارمرسوای جهانم کرد این رنگ پریدن...

زحـمـتـی مـی کـشـم از مـردم نـادانکـه مـپـرس...

فکر یک بوسه در آغوش تو جان داد مرابوسه دادی و اجل باز امان د...

آفتابشان یکیست ، اما کارگر را میسوزاند مرفه را برنزه میکند!...

درخت توت

عرضم خدمت شما که این اولین فیکیه که دارم می‌نویسم. لطفاً نظر...

پارت بیست و ششم:فراموش شده(Rose)روی صندلی انتظار نشسته و فقط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط