خیلی خوب میشد اگر میتوانستم کاسه سر خودم را باز کنم و همه
خیلی خوب میشد اگر میتوانستم کاسه سر خودم را باز کنم و همه این توده نرمِ خاکستری پیچ در پیچ کَله خودم را در بیاورم و بیندازم دور ، بیندازم جلوی سگ ! هیچکس نمیتواند پی ببرد ، هیچکس باور نخواهد کرد، به کسی که دستش از همه جا کوتاه میشود میگویند : برو سرت را بگذار و بمیر ! اما وقتی که مرگ هم آدم را نمیخواهد ، وقتی که مرگ هم پشتش را میکند ، مرگی که نمی آید و نمیخواهد بیاید . همه از مرگ میترسند من از زندگی سمج خودم ! چقدر هولناک است وقتی که مرگ هم آدم را نمیخواهد و او را پس میزند .
صادق هدایت - زنده به گور
صادق هدایت - زنده به گور
- ۵۵.۸k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط