☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆
پسری از ریش سفیدی کمک فکری خواست و پرسید. حاج آقا من عاشق دختری شدم که دل و عقلم رو برده و هیچ عیب و نقصی نداره... زیبا وخوشکل و از هر لحاظ مورد پسندم هست....
میر ریش سفید گفت فرزندم ابا تحقیق بر روی خانواده اش کردی!که پدرش کیست برادر و مادر و .. پسر گفت نیازی به این کار نیست اون یک گل زیباست و همه عشق و آرزوی من...
پیر گفت پدرش کیست گفت فلان کاره .
برادرش کیست
گفت در زندان بسر میبرد. ..
خلاصه بعد از سوالاتش گفت ای فرزندم . از نظر تو دختره هیچ نقصی ندارد ولی
*بترس از گلی که توی لجن زار بزرگ شده و پرورش یافته...*
پسر خندید و باتمسخر گفت تو مرا اندرز نده من اورا میگیرم...
چندی بعد پیر ریش سفید پسر را ژولیده درخیابان دید و پرسید پسرم چرا به این روز افتادی گفت سزای کسی که حرف بزرگان را مسخره گیرد جز این نیست... دختر شرط ازدواجش این شد که اتهام برادرش گردن بگیرم .عشق دختر کورم کرد من بجای برادرش زندان رفتم برادرش زندگی کرد و من اسیر...
آری بترسید از گلهای زیبایی که در لجن زار روییده باشد...
پسری از ریش سفیدی کمک فکری خواست و پرسید. حاج آقا من عاشق دختری شدم که دل و عقلم رو برده و هیچ عیب و نقصی نداره... زیبا وخوشکل و از هر لحاظ مورد پسندم هست....
میر ریش سفید گفت فرزندم ابا تحقیق بر روی خانواده اش کردی!که پدرش کیست برادر و مادر و .. پسر گفت نیازی به این کار نیست اون یک گل زیباست و همه عشق و آرزوی من...
پیر گفت پدرش کیست گفت فلان کاره .
برادرش کیست
گفت در زندان بسر میبرد. ..
خلاصه بعد از سوالاتش گفت ای فرزندم . از نظر تو دختره هیچ نقصی ندارد ولی
*بترس از گلی که توی لجن زار بزرگ شده و پرورش یافته...*
پسر خندید و باتمسخر گفت تو مرا اندرز نده من اورا میگیرم...
چندی بعد پیر ریش سفید پسر را ژولیده درخیابان دید و پرسید پسرم چرا به این روز افتادی گفت سزای کسی که حرف بزرگان را مسخره گیرد جز این نیست... دختر شرط ازدواجش این شد که اتهام برادرش گردن بگیرم .عشق دختر کورم کرد من بجای برادرش زندان رفتم برادرش زندگی کرد و من اسیر...
آری بترسید از گلهای زیبایی که در لجن زار روییده باشد...
- ۸۰۱
- ۰۵ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط