تو یه روزهـ تابستونی مامانمـ نشستهـ رو مبلـ

تو یه روزهـ تابستونی مامانمـ نشستهـ رو مبلـ
صدای خندم خندهـ رو لبای مامانم میاره:)
خیره میشهـ تو‌چشآم میگه:
دیوونهـ قربون اون خندهای از ته دلت‍ برم‍:)
منم:
تخس تخس زل میزنم میگم:
مـ‍ـــامـــــان عآشـــقـــتم :)
مامانم میخنده میگه:
منم عاشقتم:(:
بعد میخنده..
بلـــند میخنده و خندش به هق هق تبدیل میشهـ
و واسه‍ دوباره شنیدن خندهام‍ فیلمو میزنه عقب:))
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

پارت 43 رمان عشق مدرسه ای ات: باشه حالا توهم و دوباره ات و ه...

نیری سو به بهانه بردن گربه به دامپزشکی رفتن خونه ساکورا نا و...

سناریو(درخواستی یکی دیگه از فرشته ها)وقتی با هم رفیقیم و بهش...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

تکپارتی جونگ کوک

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارا ۱۹ *مروادید*چند ساعت بعد .داداشی ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط